هنوز گاهی به نیومون فکر میکنم. اونجایی که پاسیبیلیتی پخش میشد. اون حفره هیچ وقت پر نمیشه. بعد از ایجاد همچین حفره عمیقی آدمیزاد یک سری فانکشنهاش خراب میشه. از کار میفته. آدم میترسه دیگه خیلی خوشحال بشه. آدم میترسه هیجان زده بشه... آدم حتی خیلی هم ناراحت نمیشه...
حفره برات ترشهلد درک احساسی ایجاد میکنه... بیشتر از ترشهلد نه خوشحال میشی نه ناراحت...
من سالها بعد از مرحله ایجاد حفره زندگی کردم. با حفره ام زندگی کردم. اون دوره بی حسی متلق رو تجربه کردم. گاهی حتی حالا، به اون تنهایی مطلق بی حس کامل احساس نیاز میکنم!
وقتایی که نمیتونم تشخیص بدم فلان دیالوگ رو توی خواب دیدم یا واقعی بوده، یا وقتایی که سه چهارم دیالوگ رو توی ذهنم میگم و یک چهارمش رو بلند میگم، یا وقتایی که طولانی مدت توی ذهنم غرق میشم، میبینم اینا همش ساید افکتهای اون ترشهلد ذهنیه...
من مدت زیادی توی سرم، خودم با خودم زندگی کردم...
برچسب:
نویسنده: کیانوش عابدی