خرید بک لینک

از چیزهایی که نمیتوانم تغییر دهم خسته و کلافهام. بیشتر از آن خستهام که از من توقع دارند تمام آنها را تغییر دهم. هفته گذشته از نظر روحی و جسمی در یکی از بدترین وضعیت خودم بودم. هورمونها همه چیز را صد برابر بدتر نشان میدهند. به تو این احساس را میدهند که یک بدبخت به تمام معنا هستی.

احساس میکنم به شدت تنها هستم. خلا داشتن خواهر و خاله و دختر خاله و... دارد دیوانهام میکند. دلم یک گروه زنانه میخواهد که حالم را هر روز بپرسند. منم هر لحظه از روز دلم خواست احوالاتم را بنویسم و چند نفر دیگر باشند که واقعا برایشان مهم باشد و برایم دلسوزی کنند یا راهکارهای الکی بدهند.

دوستانم؟ نزدیکترین دوست فعلیم مشکل ناباروری دارند و مطرح کردن احوالاتم با او عین بیشعوری خواهد بود. بقیه هم یا مجرد هستند و اصلا برایشان مهم نیست و شرایط فعلی من خیلی برایشان دور است یا متاهل هستند و بچهدار و خودشان درگیر زندگی خودشان هستند.

در قعر وضعیت سینوسی احوالات روحی قرار گرفتهام و همه چیز تیره و تار است. بارها و بارها در این قعر بودهام و میدانم وقتی دورهاش تمام میشود دوباره آسمان را میبینم و زندگی رنگی میشود. ولی فعلا در این قعر هستم و دلم میخواهد نقش قربانی و مظلوم و تنها را به خود بگیرم و دلم برای خودم بسوزد!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۸ مهر ۱۴۰۰ساعت 11:39  توسط تاکتیو 

برچسب: نویسنده: کیانوش عابدی تاريخ: دوشنبه 5 ارديبهشت 1401 ساعت: 3:10

صفحه بندی