خیلی وقت بود بهش گوش نکرده بودم. شاید حدود 1 سال! دیروز که موقع رانندگی پلی لیست رو گوش میکردم حالم یهو عوض شد. به تک تک آهنگ ها فکر میکردم. که فلان آهنگ سال 90 روی فلان پست بود. یا آبان 91 فلان آهنگ بک گراند بود. یا آخر آذر فلان سال... به "آبان بارانی" سال های گذشته فکر کردم. و به "ابان بارانی 95"...
گریهم گرفت. مثل وقتی که کتاب به آخر رسیده ولی یاد فلان قسمتش می افتی و گریه ت میگیره. یاد حال و هوای گذشته افتادم. تمام اون حس ها... تمام اون سردرگمی ها...
یاد حرفی افتادم که تو ایستگاه BRT توانیر به نازنین گفتم. یادمه بهش گفتم به صورت مازوخیست واری با اینکه درد داره ی بخش وجودم لذت محض رو حس میکنه.
یاد وقتی که رفتم اون فیلمی که شهاب حسینی توش بازی کرده بود رو خریدم تا ببینم در مورد کدوم سکانس حرف میزنه... یاد اینکه ناخواسته تو تمام این سال ها چقدر به اون سکانس فکر کردم.
بعضی وقت ها فکر میکردم جنس تجربهای که داشتیم رو هیچکس نداشته.
گاهی لازمه برای آدمیزاد یادآوری بشه که چه حسهایی رو پشت سر گذشته...
برچسب:
نویسنده: کیانوش عابدی