خرید بک لینک

داشتم به منشا حسها و دوست داشتنیها و دوست نداشتنیها فکر میکردم. بعضی وقتا منشا حسها خیلی سادست. مثل دلیل دوست داشتن پنج شنبه ها. منشاءش برمیگرده به وقتی که دبستان بودم. فاصله مدرسه تا خونمون پیاده نیم ساعت بود. البته در اصل 10 دقیقه بود ولی چون قدم های یک بچه دبستانی کوتاه تره برای من حدود نیم ساعت طول میکشید. پنج شنبه ها زودتر تعطیل میشدیم. سر ظهر. و در طول راه بوی غذاهایی که از خونههای مختلف راه میافتاد با تمام طول هفته فرق داشت. بوی پنج شنبه ظهر رو میداد. اغلب از خونهها بوی قرمه سبزی و آبگوشت میومد و من توی راه دعا میکردم ما آبگوشت نداشته باشیم! گرچه که الان عاشق آبگوشتم...

و الان چیزهای سادهی دیگهای داره تبدیل میشه به حسهایی که سالها بعد هنوز باقی میمونه. مثل خریدن ماست میوهای هلو و دنت از رفاه!

+ نوشته شده در شنبه ۴ دی ۱۳۹۵ساعت 19:20 توسط تاکتیو

برچسب: نویسنده: کیانوش عابدی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 17:55

صفحه بندی